ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

43

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سخن دربارهء فرمانروائى حبشيان در يمن گفته شده است : وقتى كه ذو نواس بسيارى از مردم يمن را به جرم اين كه از مسيحيت دست نمىكشيدند در كوره‌هاى آتش سوزاند ، مردى كه دوس ذو ثعلبان ناميده مىشد ، از آن جا گريخت و كارى كرد كه قوم ذو نواس را از پاى در آورد . او پيش قيصر روم رفت و او را از بيدادگرىهائى كه ذو نواس دربارهء مردم يمن روا داشته بود آگاه ساخت و از او ، براى جنگ با ذو نواس و رهائى مردم يمن از دست او و لشكريان او ، يارى خواست . قيصر به دو گفت : « شهرهاى شما از ما بسيار دور است ولى من به نجاشى ، پادشاه حبشه ، كه همكيش شماست و به شما نيز نزديك است نامه مىنويسم و اين كار را به دو واگذار مىكنم . »